معنی عطرفروش
6 بازدید
[ عِ فُ ] (نف مرکب) عطرفروشنده. بوفروش. و آن را در عرف هند گندهی خوانند. (آنندراج). کسی که خوشبو می فروشد. (ناظم الاطباء). و رجوع به عطر شود.
کلمات همقافیه با «عطرفروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر