معنی عطرسوزی
8 بازدید
[ عِ ] (حامص مرکب) سوزاندن عطر تا بوی آن برآید و پراکنده شود. پراکندن عطر: و آن تنگ دهان تنگ روزی چون عود و شکر به عطرسوزی.نظامی.
کلمات همقافیه با «عطرسوزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر