معنی عطاءاللََّه
6 بازدید
[ عَ ئُلْ لاه ] (اِخ) (۱۲۵۶ -۱۳۳۲ هـ . ق.) ابن عبدالرحمان بن حسن مدرس از فاضلان قرن اخیر در حلب بوده است. وی مدتی ادارهٔ فرهنگ آنجا را بعهده داشت و زمانی ریاست شورای فرهنگ را نیز عهده دار بود. او را دیوان شعر و سایر تألیفات بود و جز کتابی به نام الخراج به زبان ترکی از او چیزی نمانده است. (از الاعلام زرکلی به نقل از ادباء حلب).[ عَ ئُل لاه ] (اِخ) امیر برهان الدین نیشابوری. تولد او در نیشابور بود و برای تحصیل علوم به هرات آمد و در علم عروض و بدیع مهارت کامل یافت. در اواخر عمر بینایی خود را از دست داد و به مشهد رفت و در اواسط شوال سال ۹۱۹ هـ . ق. درگذشت. (از رجال حبیب السیر ص ۲۰۵، به نقل از حبیب السیر جزو سوم ج ۳ ص ۳۴۵).[ عَ ئُلْ لاه ] (اِخ) برهان الدین رازی. از بزرگان علم و ادب بود و به سال ۹۱۲ هـ . ق. درگذشت. (از رجال حبیب السیر ص ۱۸ به نقل از تاریخ حبیب السیر ج ۳ جزو ۳ ص ۳۳۱).[ عَ ئُلْ لاه ] (اِخ) خواجه جمال الدین. از وزرای خاقان منصور سلطان حسین بایقرا. وی از اواسط سلطنت این پادشاه امر وزارت را به دست گرفت سپس بر منصب اشراف دیوان نیز دست یافت، و به سال ۹۲۷ هـ . ق. که حکومت خراسان از آن امیرخان موصلو بود، به مرض موت مبتلی شد و پس از چندی درگذشت و ماده تاریخ درگذشت او «میل خواجه عطا بکوی جنان» است. (از رجال حبیب السیر ص ۱۶۹، به نقل از تاریخ حبیب السیر ج ۳ جزو ۳ ص ۳۳۴).
کلمات همقافیه با «عطاءاللََّه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «َه» برای سرودن شعر