معنی عضدی
6 بازدید
[ عَ ضُ دی ی ] (ص نسبی) منسوب به عضدالدولهٔ دیلمی. رجوع به عضدالدولهٔ دیلمی شود. - بند عضدی؛ بندی است در حوالی شیراز که در زمان عضدالدولهٔ دیلمی برای مشروب کردن اراضی کربال علیا و سفلی ساخته شد و به بند امیر شهرت دارد: بند عضدی که در جهان مثل آن عمارت نیست از محکمی و نیکوئی ولایت کربال علیا را آب می دهد. (نزهة القلوب ج ۳ ص ۲۱۹). از یزدخواست راه زمستان به بند عضدی رود بدست چپ و راه تابستان بدست راست به کوشک زرد. (نزهة القلوب ج ۳ ص ۱۸۵). رجوع به بند امیر شود. - سقلاطون عضدی؛ سقلاطون نوعی جامه و یا ماهوت دورو است، و در ترجمهٔ تاریخ یمینی آن را با نسبت به عضدی ذکر کرده است و در حاشیهٔ کتاب نویسد بهتر از همه قسم سقلاطون آن بود که عضدالدوله اختیار کرده بود: و پنجاه تخت جامه ملون از جامه های تستری و سقلاطون عضدی حله های فخری... (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۸۱).
کلمات همقافیه با «عضدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر