معنی عضدة
5 بازدید
[ عَ ضِ دَ ] (ع ص) ید عضدة؛ دست که بازویش کوتاه باشد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عضدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر