معنی عضدالدین ایجی

معنی عضدالدین ایجی

7 بازدید
[ عَ ضُ دُدْ دی نِ ] (اِخ) عبدالرحمان بن احمد (مولانا...) دانشمند ایرانی قرن هشتم هجری. تولد او در قصبهٔ ایج (فارس) پایتخت قدیم ولایت شبانکاره بود. و او به یک واسطه شاگرد ناصرالدین بیضاوی محسوب می شود. وی از جمله پنج تنی است که خواجه حافظ گوید فارس در عهد شاه شیخ ابواسحاق اینجو به وجود آنان مزین بود. عضدالدین دارای مشرب تصوف بود و در حکمت و کلام و مذهب و اخلاق مهارت داشت. برای شرح بیشتر رجوع به تاریخ مغول، عباس اقبال ص ۵۱۰ و نیز به عبدالرحمان (ابن احمد...) در همین لغت نامه و فرهنگ فارسی معین شود.

کلمات هم‌قافیه با «عضدالدین ایجی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید