معنی عضدالدین
9 بازدید
[ عَ ضُ دُدْ دی ] (ع اِ مرکب) بازوی دین. یار و یاور دین. و آن را لقب بزرگان نهند.
کلمات همقافیه با «عضدالدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر