معنی عصیده
7 بازدید
[ عَ دَ / دِ ] (از ع، اِ) عصیدة. نوعی حلوا که از آرد و روغن ساخته شود. رجوع به عصیدة شود: بتدریج بابونه و بیخ خطمی و بیخ سوسن و بنفشه و خبازا بوستانی درافزایند و بپزند تا چون عصیده شود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). هر زن که به دست زور خواهد نان خشک عصیده شور خواهد.نظامی.
کلمات همقافیه با «عصیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر