معنی عصفری
6 بازدید
[ عُ فُ ] (اِخ) نام اسب محمدبن یوسف برادر حجاج است که از نسل حرون بوده است. (از منتهی الارب).[ عُ فُ ] (اِخ) خلیفةبن خیاطبن خلیفهٔ شیبانی عصفری بصری، مکنی به ابوعمر و مشهور به شباب. محدث و نسابه و اخباری بود و به سال ۲۴۰ هـ .ق. درگذشت. او را کتاب تاریخی است در ده جزء، و کتاب الطبقات در هشت جزء. (از الاعلام زرکلی از تذکرةالحفاظ و الوفیات).
کلمات همقافیه با «عصفری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر