معنی عصفة
7 بازدید
[ عَ فَ ] (ع اِ) اسم المرة است از مصدر عصف. (از اقرب الموارد). رجوع به عصف شود. || عصفةالخمر؛ بوی شراب. (منتهی الارب). گویند: للخمر عصفة؛ یعنی آن شراب را رایحه ای است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عصفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر