معنی عصامی
6 بازدید
[ عِ ] (ص نسبی) منسوب به عصام بن شهبر صاحب نعمان. آنکه به نفس خود بالد نه به پدران. مقابل عظامی. (یادداشت مرحوم دهخدا). در مثل گویند: کن عصامیاً و لاتکن عظامیاً. رجوع به عصام (ابن شهبربن...) شود: در این عصامی و عظامی از جریر و متنبی چند شعر یاد داشتم نبشتم. (تاریخ بیهقی ص ۴۱۵). مثل زنند که در مهتری عصامی باش که فضل داد بر اهل عصام نفس عصام. ادیب صابر. و رجوع به عظامی شود.[ عِ ] (اِخ) لقب علی بن اسماعیل بن ابراهیم بن محمد اسفرایینی عصامی، از رجال بلاغت در قرن دهم هجری است. رجوع به علی عصامی شود.[ عِ ] (اِخ) لقب عبدالملک بن جمال الدین عصامی اسفرایینی، مشهور به ملا عصام است. از علمای قرن دهم و یازدهم هجری. رجوع به عبدالملک (ابن جمال العصامی...) شود.[ عِ ] (اِخ) لقب عبدالملک بن حسین بن عبدالملک مکی عصامی، از مورخان قرن دوازدهم هجری. رجوع به عبدالملک (ابن حسین بن...) شود.
کلمات همقافیه با «عصامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر