معنی عصامالدین
7 بازدید
[ عِ مُدْ دی ] (اِخ) لقب طاش کبری زاده، از فاضلان قرن دهم هجری کشور عثمانی است. رجوع به طاش کبری زاده شود.[ عِ مُدْ دی ] (اِخ) ابراهیم بن محمدبن عربشاه اسفراینی، ملقب به عصام الدین. رجوع به عصام اسفرایینی شود.[ عِ مُدْ دی ] (اِخ) عثمان بن علی بن عمربن عثمان عمری دفتری، مکنی به ابوالنور و ملقب به عصام الدین. ادیب و مورخ قرن دوازدهم هجری. رجوع به عثمان (ابن علی بن...) شود.
کلمات همقافیه با «عصامالدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر