معنی عصاره کشیدن
6 بازدید
[ عُ رَ / رِ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) خارج کردن عصارهٔ چیزی. فشردن بذر یا میوه ای تا آب آن خارج شود. کشیدن شیرهٔ چیزی. || کنایه از ناتوان ساختن شخص از بسیاریِ تحمیل کردن کاری بر او. شیرهٔ کسی را کشیدن.
کلمات همقافیه با «عصاره کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر