معنی عشیرت
7 بازدید
[ عَ رَ ] (ع اِ) عشیرة. خویشان. برادران قبیله. تبار. نزدیکان از جانب آباء. کس و کار. قبیله و تبار مردم : والی در ممالک ایران چهار است... اول والی عربستان که به اعتبار سیادت و شجاعت و زیادتی ایل و عشیرت از والیهای دیگر بزرگتر و عظیم الشأن تر است. (تذکرةالملوک چ ۲ ص ۴). و رجوع به عشیرة شود.
کلمات همقافیه با «عشیرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر