معنی عشوه ساختن
8 بازدید
[ عِ شْ وَ / وِ تَ ] (مص مرکب) فریب ساختن. فریب در کار آوردن : چو نان طلب کنم از شاه عشوه سازد قوتم چو آب خواهم از ایام زهر دارد پیشم. خاقانی.
کلمات همقافیه با «عشوه ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر