معنی عشوهگری
7 بازدید
[ عِ شْ وَ / وِ گَ ] (حامص مرکب) عمل و حالت عشوه گر. عشوه سازی. عشوه کاری. (فرهنگ فارسی معین). دلفریبی و شوخ چشمی. (ناظم الاطباء): یک زبان داری و صد عشوه گری من و صد جان ز پی عشوه خری.خاقانی. - عشوه گری کردن؛ عشوه سازی کردن : عشوه گری میکند لعل تو و طرفه آنک عقل چو خاقانئی عشوه خری میکند. خاقانی.
کلمات همقافیه با «عشوهگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر