معنی عشور
7 بازدید
[ عُ ] (ع مص) ده یک گرفتن از اموال کسی. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عَشر. رجوع به عشر شود. || عشر و ده یک مال را ستدن. (از اقرب الموارد).[ عُ ] (ع اِ) جِ عُشر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به عُشر شود. آنچه از تجار بر معابر بحار بطریق باج گیرند. (آنندراج): از تجار و مترددین بنادر عشور گرفته قلیلی به والی مذکور میدادند. (عالم آرای عباسی از آنندراج). وجوه عشور بنادر رسد فرنگان و انگلیس و پرتکال. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ۹۶). - عشور جنگلی؛ عوارض که بر مبنای بهای چوب از خداوند آن گیرند. || جِ عَشیر. (منتهی الارب). رجوع به عشیر شود.
کلمات همقافیه با «عشور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر