معنی عشوة
7 بازدید
[ عَ شْ وَ ] (ع اِ) اسم المرة است از مصدر عَشْو. (از اقرب الموارد). رجوع به عشو شود. || تاریکی، یا از اول شب تا ربع آن: مضی من اللیل عشوة. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || کار ناپیدا نمودن و کردن. (منتهی الارب): أوطاه عشوة؛ او را بر امری ملتبس و مشتبه واداشت، و آن را هنگامی گویند که به وی از امری سرگردان کننده خبر دهد و یا از امری خبر دهد که دچار گرفتاری گردد. (از اقرب الموارد). عِشْوة. عُشْوة. و رجوع به عشوة شود.[ عِ شْ وَ / عُ شْ وَ ] (ع اِ) کار ناپیدا نمودن و کردن. (منتهی الارب). مرتکب کاری شدن بدون بیان و بینش. (از اقرب الموارد). عَشوة. و رجوع به عَشوة شود. || آتش که در شب از دور دیده شود، و شعلهٔ آتش. (منتهی الارب). شعلهٔ آتش که در شب از دور دیده شود و به قصد آن بروند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عشوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر