معنی عشقباز

معنی واژه عشقباز

8 بازدید
[ عِ ] (نف مرکب) عشق بازنده. آنکه عشقبازی کند. عاشق پیشه. (فرهنگ فارسی معین). مرد شهوت پرست و عاشق و زن دوست. (ناظم الاطباء): عشقبازان که به دست آرند آن حلقهٔ زلف دست در سلسلهٔ مسجد اقصی بینند. خاقانی. شهری بفتنه شد که فلانی ازآنِ ماست ما عشقباز صادق و او عشقدان ماست. خاقانی. عشقبازان را برای سر بریدن سنت است بر سر نطع ملامت پای کوبان آمدن.خاقانی. شکّر و بادام بهم نکته ساز زهره و مریخ بهم عشقباز.نظامی. ز چنگ ابریشم دستان نوازان دریده پرده های عشق بازان.نظامی. مه و خورشید را دیدند نازان قران کرده به برج عشقبازان.نظامی. تو که در بند خویشتن باشی عشقبازی دروغزن باشی.سعدی. به کوی لاله رخان هرکه عشقباز آید امید نیست که هرگز بعقل بازآید.سعدی. دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی بینم دلی بیغم کجا جویم که در عالم نمی بینم. سعدی. لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ عشقبازان چنین مستحق هجرانند.حافظ. || در هندوستان، اصطلاحاً کبوترباز را گویند، چنانکه شیخ ابوالفضل در جواب نامهٔ عبداللََّه خان ازبک نوشته است: و فرستادن کبوتران پری پرواز و آمدن حبیب عشقباز... (از آنندراج).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید