معنی عشب

معنی عشب

8 بازدید
[ عَ شَ ] (ع مص) خشک گردیدن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || روییدن گیاه در مکانی. (از اقرب الموارد).
[ عَ شَ ] (ع ص) عیال عشب؛ عیال بزرگ که صغیر نباشد. (منتهی الارب). عیال که در بین آنها صغیر نباشد. (از اقرب الموارد).
[ عَ شِ ] (ع ص) بسیارگیاه. (ناظم الاطباء). گیاه دار. و در تأنیث عَشِبة گویند. (از اقرب الموارد).
[ عُ ] (ع اِ) گیاه تر. (منتهی الارب) (دهار) (مخزن الادویة) (غیاث اللغات). گیاه تر در آغاز بهار. واحد آن عُشبة است. ج، أعشاب. (از اقرب الموارد). || یونجهٔ وحشی. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به یونجه شود.

کلمات هم‌قافیه با «عشب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید