معنی واژه عسیلة
5 بازدید
[ عُ سَ لَ ] (ع اِ مصغر) تصغیر عَسَل. (دهار). رجوع به عسل شود. || کنایه است لذت جماع را. (از دهار). نطفه و آب مرد، یا حلاوتی است در جماع که به لذت انگبین تشبیه دهند، و در تصغیر با تاء آمده است، چون کلمهٔ «عسل» غالباً بصورت مؤنث بکار رود. (از منتهی الارب).[ عُ سَ لَ ] (اِخ) آبی است در کوه قَنان در شرق سمیراء، و نام آن در شعر قحیف بن حمیر عقیلی آمده است. (از معجم البلدان). آبی است شرقیِ سمیراء. (منتهی الارب). نام موضعی است به نجد به یک روز راه از وادی العروس. (از ابن جبیر): زآب شور نقره و ریگ عسیله زاعتقاد سالکان از نقره کان و از عسل شان دیده اند. خاقانی.