معنی عسیل

معنی واژه عسیل

7 بازدید
[ عَ ] (ع ص، اِ) مرد سخت زنندهٔ سبک دست. (منتهی الارب). عَسِل. و رجوع به عَسِل شود. || جاروب عطار. (منتهی الارب). جاروب عطار که آنچه با صلایه مشک سایند بدان واهم آورند. (السامی فی الاسامی). مکنسهٔ عطار که عطر را بدان جمع آورند. (از اقرب الموارد). || پر که از آن غالیه بردارند. (منتهی الارب). ریش و پری که بوسیلهٔ آن غالیه را برکنند. (از اقرب الموارد). || نرهٔ پیل. (منتهی الارب). قضیب فیل. (مخزن الادویة). || نرهٔ شتر. (منتهی الارب). ج، عُسُل. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
[ عُ سَ ] (اِخ) ابن عقبةبن صمعةبن عاصم بن مالک بن قیس بن مالک سامی. از اجداد جاهلی است و بطنی از سامةبن لؤی را بنام عسیلی تشکیل می دهد. (از اللباب فی تهذیب الانساب). و رجوع به عسیلی شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید