معنی عسیرة
7 بازدید
[ عَ رَ ] (ع ص) تأنیث عسیر. سخت و صعب. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). رجوع به عسیر (ع ص) شود. - حاجة عسیرة؛ حاجت متعسر و سخت. (از اقرب الموارد). || شتر مادهٔ دم برداشتهٔ دونده. (منتهی الارب). رجوع به عسیر (ع ص) شود.[ عُ سَ رَ ] (اِخ) (یوم الـ ...) یوم العشیرة است به شین معجم که آن را یوم العسیرة به سین مهمل نیز ضبط کرده اند ولی با شین اصح است. (از مجمع الامثال میدانی). رجوع به عشیرة شود.
کلمات همقافیه با «عسیرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر