معنی عسو

معنی عسو

6 بازدید
[ عَ سْ وْ ] (ع مص) کلانسال گردیدن. (از منتهی الارب). مسن شدن. (از اقرب الموارد). عُسوّ. عُسیّ. عَساء. عَسْوه. رجوع به عسوّ و عُسیّ و عَساء و عَسْوة شود.
[ عَ سْ وْ ] (ع اِ) شمع. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || شمع مومی. || موم. (ناظم الاطباء).
[ عُ سُ وو ] (ع مص) کلانسال گردیدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). کلانسال گردیدن و پیر شدن و سست و ناتوان گردیدن از بسیاریِ عمر. (ناظم الاطباء). عَسْو. عُسیّ. عَساء. عَسْوة. و رجوع به عَسْو و عُسیّ و عَساء و عَسْوة شود. || درشت و خشک گردیدن نبات و سطبر شدن. (از منتهی الارب). سخت خشک شدن و زفت شدن نبات. (تاج المصادر بیهقی). ضخیم و سخت شدن گیاه. (از اقرب الموارد). عُساء. و رجوع به عُساء شود. || درشت شدن دست از کار. (از منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی). ضخیم شدن دست از کار. (از اقرب الموارد). || نیک تاریک گشتن شب. (از منتهی الارب). سخت شدن تاریکی شب. (از اقرب الموارد). تاریک شدن شب. (تاج المصادر بیهقی).

کلمات هم‌قافیه با «عسو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید