معنی عسطرتج
7 بازدید
[ عِ طَ رَ تَ ] (معرب، اِ) فرمانده چهل نفر مرد. (ناظم الاطباء): و قومس کم از او [ از فسطیار ] باشد و او را دویست فرمان بردار، و عسطرتج کم از او باشد و او را چهل مرد در فرمان. (بیان الادیان).
کلمات همقافیه با «عسطرتج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تج» برای سرودن شعر