معنی عسسباشی
7 بازدید
[ عَ سَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) رئیس عسسان. رئیس شبگردان. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به عسس شود.
کلمات همقافیه با «عسسباشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر