معنی عسری
7 بازدید
[ عَ را ] (ع اِ) تره است. (منتهی الارب). بقله ای است. (مخزن الادویة) (از اقرب الموارد). عُسری ََ. و رجوع به عُسری ََ شود.[ عُ را ] (ع ن تف) تأنیت أعسر. (از اقرب الموارد). رجوع به اعسر شود. || (اِمص) تنگی و دشواری. خلاف یُسری ََ. (منتهی الارب). دشواری. (دهار). اسم است عُسر را. نقیض یُسری ََ. (از اقرب الموارد). عُسرة. و رجوع به عسرة شود. || (اِ) عذاب یا امر دشوار. (منتهی الارب). || تره است. (منتهی الارب). بقله ای است. (از اقرب الموارد). عَسری ََ. و رجوع به عَسری ََ شود.
کلمات همقافیه با «عسری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر