معنی عسرت کشیدن
7 بازدید
[ عُ رَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) سختی کشیدن. تحمل سختی و دشواری کردن : می کشد عسرت هفتادودو ملت صائب هرکه چون اهل خرابات ز خوش مشربهاست. صائب (از آنندراج). هرچند کشی ز فاقه عسرت از خلق مگیر غیر عزلت. درویش واله هروی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عسرت کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر