معنی عسرت
6 بازدید
[ عُ رَ ] (ع اِمص) عسرة. دشواری. (غیاث اللغات) (مجمل اللغة). دشواری و سختی و زحمت و اشکال. (ناظم الاطباء). دشخواری. و رجوع به عسرة شود. - باعسرت؛ مشکل و دشوار. (ناظم الاطباء). - بی عسرت؛ آسان و سهل. (ناظم الاطباء). || تنگدستی و درویشی. (مجمل اللغة). دست تنگی. فاقه. فقر. نیاز. نیازمندی. ضرورت. حاجت.
کلمات همقافیه با «عسرت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر