معنی عسجر
7 بازدید
[ عَ جَ ] (ع اِ) نمک. (منتهی الارب). ملح. (اقرب الموارد) (مخزن الادویة).[ عَ جَ ] (اِخ) جایگاهی است در نزدیکی مکه. و برخی آن را محرف عسجد دانسته اند. (از معجم البلدان). و رجوع به عسجد (اِخ) شود.
کلمات همقافیه با «عسجر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جر» برای سرودن شعر