معنی عسجدیة
11 بازدید
[ عَ جَ دی یَ ] (ع اِ) شتربچگان بزرگ. (منتهی الارب). فصیل های بزرگ. (از اقرب الموارد). || شتر زربار. (منتهی الارب). شترانی که بار طلا و زر دارند. (از اقرب الموارد). || برنشستنی ملوک، و آن شترانند که جهت نعمان بن منذر بیاراستندی. (منتهی الارب). رکاب و شتران پادشاهان، و آن در اصل شترانی بودند که برای نعمان زیور میشدند. (از اقرب الموارد). و رجوع به عسجد شود. || (اِخ) فَرَسی است. (از اقرب الموارد). اسبی است از اولاد دیناری. (منتهی الارب).[ عَ جَ دی یَ ] (اِخ) نام آن در شعر أعشی آمده است و آن را بازار طلافروشان و زرگران دانسته اند، و برخی آن را آبی دانسته اند ازآنِ بنی سعد. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عسجدیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر