معنی عسالیج
7 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) جِ عُسلوج و عُسلُج و عِسلاج. (اقرب الموارد). شاخه های تازه روئیدهٔ اشجار است که هنوز مستحکم نشده باشد. (تحفهٔ حکیم مؤمن). بمعنی قضبان دقاق یعنی شاخه ها و بیخهای درخت کرم و کدو و خیار و امثال اینها که بر درخت و غیر آن پیچد و بالا رود، و به معنی شاخه های درخت باریک و بیخ درخت نیز آمده، و گویند لفایف مراد از آنها است. (مخزن الادویة). رجوع به عُسْلُج و عسلاج و عسلوج شود.
کلمات همقافیه با «عسالیج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر