معنی عسالة
5 بازدید
[ عَ سْ سا لَ ] (ع اِ) کبت انگبین. و زنبور عسل. (از منتهی الارب). نحل. (اقرب الموارد). مُنج. منج انگبین. || شوره، و جای انگبین. (از منتهی الارب). خلیة و کندوی زنبور عسل. || چینندگان عسل. (از اقرب الموارد). رجوع به عسال شود.
کلمات همقافیه با «عسالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر