معنی عساریات
7 بازدید
[ عُ رَ ] (ع ص، ق) بر اثر یکدیگر: جاؤوا عساریات؛ بر اثر یکدیگر آمدند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عُساری ََ. و رجوع به عساری شود. || پراکنده و پریشان: ذهبوا عساریات؛ رفتند پراکنده و پریشان. (از منتهی الارب). یعنی رفتند در حالی که در هر راهی متفرق و پراکنده بودند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عساریات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر