معنی عزیمتگر
5 بازدید
[ عَ مَ گَ ] (ص مرکب) افسون خوان. تعویذخوان : عقل عزیمت گر ما دیو دید نقرهٔ آن کار به آهن کشید.نظامی. و رجوع به عزیمت و عزیمة شود.
کلمات همقافیه با «عزیمتگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر