معنی عزیز گشتن
6 بازدید
[ عَ گَ تَ ] (مص مرکب) عزیز شدن. ارجمند شدن : گر سوی من آئی عزیز گردی پیوسته بود با تو قیل و قالم.ناصرخسرو. به چل سال باید که گردد عزیز.سعدی. مناعة؛ عزیز گشتن. (منتهی الارب). رجوع به عزیز و عزیز شدن شود.
کلمات همقافیه با «عزیز گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر