معنی عزیز باللََّه

معنی عزیز باللََّه

7 بازدید
[ عَ زی زُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) نزاربن معدبن منصور عبیدی فاطمی، مکنی به ابومنصور و ملقب به العزیز باللََّه. صاحب مصر و مغرب. وی به سال ۳۴۴ هـ .ق. در المهدیة متولد شد و بسال ۳۶۵ پس از درگذشت پدرش با وی بیعت شد. در عهد او فتنه ها و جنگهایی رخ داد و قصرالبحر و قصرالذهب و جامع القرافة از ساخته های عصر اوست. نزار شخصی نیکواخلاق و بردبار و ادیب و فاضل بود و به سال ۳۸۶ که به قصد جنگ با رومیان به شهر بلبیس رسیده بود در این شهر درگذشت. (از الاعلام زرکلی از ابن خلکان و خطط مقریزی و ابن خلدون و بلغة الظرفاء و ابن الاثیر).

کلمات هم‌قافیه با «عزیز باللََّه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «َه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید