معنی عزیزنفس
6 بازدید
[ عَ نَ ] (ص مرکب) عزیزالنفس. دارندهٔ نفسی عزیز و ارجمند. با مناعت : فرزند گوهری را عز از نسب نباشد عیسی عزیزنفس است ارچه پدر ندارد. سیف اسفرنگ. و رجوع به عزیزالنفس شود.
کلمات همقافیه با «عزیزنفس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فس» برای سرودن شعر