معنی عزیا
6 بازدید
[ ] (اِخ) (عزت یهوه) پسر امصیا و جانشین او که در سن شانزده سالگی از سال ۷۸۶ تا ۷۳۴ ق.م. به تخت سلطنت جلوس نمود و ۵۲ سال سلطنت کرد. وی ابتدا بر اعدای خود مظفر و پیروز بود ولی این ظفر سبب به خود بالیدن او گردید و خواست به عمل مختص کهانت دست اندازی کند و بخور بر مذبح بخور سوزاند، لذا خداوند او را به آفت برص مبتلی کرد و تا آخر عمر در خانه ای که مخصوص مبروصان بود میزیست. در عهد او زلزلهٔ عظیمی حادث شد. نام او را عزریا نیز خوانده اند. (از قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «عزیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر