معنی عزم افتادن
6 بازدید
[ عَ اُ دَ ] (مص مرکب) عزم فتادن. عازم شدن. قصد کردن : نه پایه قدر او ز نهم آسمان گذشت هرگاه عزم او بسوی آسمان فتاد. علی خراسانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عزم افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر