معنی عزالدوله

معنی عزالدوله

7 بازدید
[ عِ زْ زُدْ دَ لَ ] (اِخ) بختیاربن معزالدوله ابوالحسین احمدبن بویه دیلمی. از دیالمهٔ عراق و اهواز و کرمان (۳۵۶ -۳۶۷ هـ .ق.). وی پس از مرگ پدر بر متصرفات او دست یافت. شخصی قوی و توانا بود و گویند وی گاوی بزرگ را از دو شاخ میگرفت و آن را بزمین می افکند. عزالدوله با پسرعمش عضدالدوله بر سر برخی سرزمین ها رقابتهائی داشتند که به جنگ آن دو انجامید و در روز چهارشنبه هجدهم شوال سال ۳۶۷ هـ .ق. در میدان جنگ با هم روبرو شدند و عزالدوله که در آن هنگام سی وشش سال داشت به دست سپاهیان پسرعمش کشته شد. (از وفیات الاعیان ج ۲ ص ۲۴۲). و رجوع به طبقات سلاطین اسلام شود.
[ عِ زْ زُدْ دَ لَ ] (اِخ) سعدبن منصور اسرائیلی، مشهور به ابن کمونه. صاحب شبههٔ مشهوره است. رجوع به ابن کمونه شود.
[ عِ زْ زُدْ دَ لَ ] (اِخ) عبدالرشیدبن محمود غزنوی، مکنی به ابومنصور. از پادشاهان غزنوی، و شخصی بی جرأت بود و زیر نفوذ یکی از درباریان خود بنام طغرل (طغرل کافرنعمت) قرار داشت. و سرانجام به سال ۴۴۴ هـ .ق. به دست همین طغرل بقتل رسید. (از فرهنگ فارسی معین).
[ عِ زْ زُدْ دَ لَ ] (اِخ) عبدالعزیزبن محمد بکری، مکنی به ابوزید. حاکم شلطیس و ولبة در اندلس. حکومت این دو ناحیه بسال ۴۰۳ هـ .ق. پس از مرگ پدرش بوی رسید. به سال ۴۴۳ هـ .ق. چون المعتضد عباد بر ولبة دست یافت عزالدوله به قرطبه رفت و تا زمان مرگ در حمایت ابن جهور بود و در حدود سال ۴۵۰ درگذشت. وی پدر ابوعبید بکری صاحب المسالک و الممالک میباشد. (از الاعلام زرکلی از البیان المغرب و معجم ما استعجم).

کلمات هم‌قافیه با «عزالدوله»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «له» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید