معنی عزآباد
7 بازدید
[ عِ زز ] (اِخ) قریه ای است نیم فرسنگی جنوب ابرقوه. || قریه ای است چهار فرسنگ و نیمی جنوبی جشنیان. || قریه ای است سه فرسخ پیشتر مشرقی فتح آباد. (فارسنامه).[ عِ زز ] (اِخ) دهی از دهستان مرودشت بخش زرقان شهرستان شیراز. سکنهٔ آن ۱۲۴ تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات و حبوب و چغندر است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ عِ زز ] (اِخ) دهی از دهستان رستاق بخش اشکذر شهرستان یزد. سکنهٔ آن ۱۱۷۰ تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «عزآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر