معنی عریک
6 بازدید
[ عَ ] (ع ص) مرد درآمده خلقت. (منتهی الارب): رجل عریک؛ مرد متداخل گرداندام. (ناظم الاطباء): رمل عریک؛ ریگ که قسمتی از آن در قسمتی دیگر متداخل باشد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عریک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر