معنی عریض شدن
7 بازدید
[ عَ شُ دَ ] (مص مرکب) پهن شدن. پهناور شدن. فسیح شدن. عرض پیدا کردن. اتساع یافتن. متسع شدن. باپهنا گشتن. و رجوع به عریض شود.
کلمات همقافیه با «عریض شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر