معنی عریجاء
5 بازدید
[ عُ رَ ] (ع اِ) نیمروز. (منتهی الارب). هاجرة و نیمروز مخصوصاً در شدت گرما. (از اقرب الموارد). || بر آب آمدن شتران روزی در نیمروز و روزی در پگاه. (منتهی الارب). وارد شدن شتران بر آب یک روز در نیمروز و یک روز مابین نماز فجر و طلوع آفتاب. (از اقرب الموارد). || در هر روز یک بار خوردن. (منتهی الارب). غذا خوردن انسان هر روز یک بار: هو یأکل العریجاء؛ روزی یک بار میخورد. (از اقرب الموارد).[ عُ رَ ] (اِخ) معرفةً، موضعی است. (منتهی الارب). جایگاهی است، و «ال» بر آن داخل نگردد. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عریجاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر