معنی عریج
5 بازدید
[ عَ ] (ع ص) نااستوار: امر عریج؛ کار نااستوار. (منتهی الارب). امری که محکم نشده باشد. (از اقرب الموارد).[ عُ رَ ] (اِخ) ابن بکربن عبدمناةبن کنانة. از اجداد جاهلی است و نسبت بدو عریجی شود. (از اللباب فی تهذیب الانساب).[ عُ رَ ] (اِخ) ابن سعدبن جمح. از اجداد جاهلی است و نسبت بدو عریجی شود. (از اللباب فی تهذیب الانساب).[ عُ رَ ] (اِخ) ابن عبدرضابن جبیل بن عامربن عمروبن عوف کلبی. از اجداد است و نسبت بدو عریجی شود. (از اللباب فی تهذیب الانساب).
کلمات همقافیه با «عریج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر