معنی عروسدرپرده
6 بازدید
[ عَ دَ پَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) دوایی است که آن را کاکنج گویند. تخم آن را تا هفت روز هر روز هفت عدد هر زنی که بخورد هرگز آبستن نگردد. (برهان) (آنندراج). کاکنج. (منتهی الارب). حب اللهو. (یادداشت مرحوم دهخدا). گیاهی است که میوهٔ سرخ رنگ دارد. عروس پرده. عروس پشت پرده. عروسک پس پرده. رجوع به کاکنج شود: به مُرز بی رز تو مرغکی درون بپرید سرش به لعلی همچون عروس درپرده. سوزنی.
کلمات همقافیه با «عروسدرپرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر