معنی عروان
6 بازدید
[ عُ رْ ] (ع اِ) گیاهی است، یا آنچه در زمستان برگش نیفتد. (منتهی الارب). نام گیاهی که در زمستان برگش نیفتد و سبز بماند. (ناظم الاطباء).[ عُ رْ ] (اِخ) نام کوهی است. و گویند نام جایگاهی است. و آن را به فتح اول نیز خوانده اند. (از معجم البلدان). و رجوع به عَروان شود.[ عَ رْ ] (اِخ) همان عُروان است جز آنکه به فتح اول خوانده شده. و گویند آن کوهی است در فلاتی بنام عَروی ََ. و برخی آن را کوهی در مکه دانسته اند که طائف بر بالای آن واقع شده است و قبایل هذیل در آنجا ساکنند. و در حجاز محلی مرتفعتر از این کوه یافت نشود بدین سبب آب و هوای طائف معتدل شده است. و گویند در این محل آب یخ می بندد و آن را تنها نقطه ای از حجاز دانسته اند که یخبندان آب در آن موجود است. (از معجم البلدان). و رجوع به عُروان شود.[ عُ رْ ] (اِخ) ابن جشم بن عبدشمس وائل بن الغوث. از اجداد جاهلی است. رجوع به عروانی شود.[ عُ رْ ] (اِخ) ابن کنانةبن خزیمة. از اجداد جاهلی است. رجوع به عروانی شود.
کلمات همقافیه با «عروان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر