معنی عرندس
8 بازدید
[ عَ رَ دَ ] (ع ص) شتر سخت و توانا. (منتهی الارب). سخت و طویل القامت از شتران، گویند بعیر عرندس و ناقة عرندس و عرندسة. (از اقرب الموارد). || توجبهٔ بسیار آب. (منتهی الارب). سیل بسیار. (از اقرب الموارد). || (اِ) شیر بیشه. (منتهی الارب). اسد بزرگ و عظیم. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عرندس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دس» برای سرودن شعر