معنی عرمان
5 بازدید
[ عُ ] (ع ص، اِ) جِ أعرم. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به أعرم شود. || جِ عَرم. (منتهی الارب). رجوع به عرم شود. || جِ عَریم. (اقرب الموارد). رجوع به عریم شود.[ عَ ] (اِخ) پدر قبیله ای است. (منتهی الارب).[ عَ رْ رَ ] (ع ص) از قرای صرخد است، که آن از عمل حَوران، از اعمال دمشق بوده است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عرمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر